زن خانه‌دار امروز دچار تناقض و ابهام است/ چه عواملی موجب رضایت یا عدم رضایت زنان‌خانه‌دار می‌شود؟

[ad_1]

خانه‌داری فعالیت دامنه‌داری است که نقطه پایان ندارد و نه تنها بازنشستگی و از کارافتادگی برای آن در نظر گرفته نشده بلکه در تولید ناخالص ملی کشور نیز آن را به حساب نمی‌آورند. با این وجود بسیاری از زنان این مشغولیت و وظیفه را به عنوان نقش اصلی خود انتخاب می‌کنند. زنان خانه‌دار فعالیت اقتصادی مولدی ندارند، بلكه با خدمت به دیگر اعضای خانواده در فعالیت‌های اقتصادی سهیم هستند و این خدمت بی‌مزد، بر اساس برخی تحقیقات، ماهانه 640 هزار تومان ارزش اقتصادی افزوده دارد. به جز مسائل مالی، مشکلات این زنان در اغلب اوقات نه‌تنها مورد بی‌توجهی برنامه‌ریزان و تصمیم‌گیران كشور قرار می‌گیرد، بلكه حتی توجه اعضای خانواده را نیز جلب نمی‌كند.

مصاحبه‌ای که در ادامه آورده شده است مشرح گفت‌وگوی مهرخانه با اعظم بدری‌‌منش، دانشجوی دکتری رشته مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس است. او یکی از کسانی است که در حوزه مسائل زنان خانه‌دار و سنجش میزان رضایتمندی آنان، تحقیقاتی انجام داده است که حاصل آن انتشار مقالات علمی- پژوهشی در همین رابطه بوده است. مشروح این گفت‌وگو درباره مسائل زنان خانه‌دار را در زیر می‌خوانید.

در ابتدا برای ورود به بحث، لطفا درخصوص عمده‌ترین مسائلی که زنان خانه‌دار، در سطح کلان یا خرد با آن مواجه هستند توضیح بفرمایید.
اگر بخواهیم درباره مسائل زنان خانه‌دار تحقیق کنیم باید به دنبال سنجش میزان رضایت‌مندی آن‌ها هم باشیم که متأسفانه وضعیت خوبی ندارند و به نظر من مهم‌ترین آسیب زنان خانه‌دار ما محسوب می‌شود. در پژوهشی که در رابطه با زنان خانه‌دار داشته‌ام از نظریات مازلو برای بررسی میزان رضایت‌مندی زنان خانه‌دار استفاده کردم. در این نظریه سه دسته از نیازها مطرح شده است که هر کاری برای جلب نظر انجام‌دهنده آن کار، باید شرایط برآورد ساختن این نیازها و خواسته‌ها را فراهم کند. این سه دسته عبارتند از: سطح اول، نیازهای حیاتی و زیستی که شامل تأمین نیازهای مادی و مالی می‌شود، سطح دوم، نیازهای ارتباطی که شامل ارتباط با دیگران و تعلق به گروه می‌شود و سطح سوم، نیاز به رشد و شکوفا شدن استعدادهای فکری و نیروهای بالقوه. هر چقدر انجام کاری نیازهای سطوح بالاتری را تأمین کند، برای انجام‌دهندگان آن رضایتمندی بیشتری را فراهم خواهد کرد. ولی متأسفانه با پژوهشی که انجام دادیم کار خانه‌داری در همان سطح اول نیازها متوقف می‌شود و نمی‌تواند برای زنان حتی تأمین مالی را هم در بر داشته باشد و مسلماً بیشتر زنان خانه‌دار به سطوح بالاتر ارضای نیازها نمی‌توانند دست یابند.

انتقاد زنان خانه‌دار از پایان‌ناپذیری کار خانه‌داری، انزوا و تکراری بودن آن
با توجه به مشاهدات و تحقیقاتی که در این زمینه داشته‌اید زنان‌ خانه‌دار چه نگاهی نسبت به کار خانه داشتند؟
عمده شکایت‌هایی که از این زنان بیشتر شنیده می‌شود، انتقاد به پایان‌ناپذیری کار خانه‌داری، انزوا و تکراری بودن آن و مشکلاتی از این دست بوده است. البته اگر بخواهیم به جزئیات بپردازیم اکثر زنان انتقاداتشان را بیشتر در سطح مادی و نیازهای مالی مطرح می‌کردند. یعنی این‌که به هر حال از لحاظ تأمین مالی احساس مشکل می‌کردند و این مسأله بیشتر در میان زنانی عنوان می‌شد که دارای تحصیلات کمتر از دیپلم بودند.

تأثیر میزان تحصیلات بر تفاوت دیدگاه زنان خانه‌دار
یعنی تحصیلات زنان بر رضایت آنان از کار خانگی تأثیرگذار است؟
زنانی که بالاتر از مقطع دیپلم بودند و تحصیلات دانشگاهی داشتند بیشتر نیازهای سطح بالاتر را مطرح می‌کنند؛ مبنی بر این‌که اساساً استعدادشان درگیر در کار خانگی نمی‌شود و به یک انزوای خانگی کشیده شده‌اند. بنابراین تحصیلات فاکتور بسیار مهمی در بیان انتقادات زنان خانه‌دار بود و تفاوت انتظارات آنان را می‌ساخت.

به عبارتی هر چقدر تحصیلات زنان افزایش پیدا می‌کرد، نارضایتی آنان از کار خانگی بیشتر می‌شد و دلیل آن هم همان‌طور که در ابتدا بیان کردم به‌واسطه تقسیم‌بندی سطح نیازهای مازلو بود که بسیاری از زنان تحصیل‌کرده، دیگر نیازهای سطح پایین، انتظارات آنان را برآورده نمی‌کرد. به عنوان مثال بسیاری از زنان تحصیل‌کرده خانه‌دار این مطلب را بیان می‌کردند که از شروع روز تا آخر شب مجبور به انجام کارهایی می‌شویم که به طور روزانه تکرار می‌شوند و هیچ پایانی ندارد و به هر حال اکثر این زنان احساس می‌کردند که استعدادها و نیروهای فکری‌شان هدر می‌رود و این‌که کارهای خانه نیاز خاصی به خلاقیت ندارد.

شرایط زندگی زناشویی بر ایجاد رضایت زنان‌ خانه‌دار مؤثر است
چه میزان عامل رضایت از زندگی مشترک بر رضایت از خانه‌داری در زنان اثر می‌گذارد؟
البته که میان رضایت از زندگی زناشویی و نگرش مثبت زنان به خانه‌داری رابطه مثبت وجود دارد، به این معنی که بیشتر زنانی که از همسر خود ناراضی هستند، همان افرادی هستند که به کار خانگی نگرش منفی دارند. به عبارتی زنان نتیجه کار خود را در اختیار همسر و فرزندان خود قرار می‌دهند و با توجه به این‌که حس تعلق خاطر در کنار نیازهای ارتباطی سطح سوم قرار دارد، چنان‌چه زنی از همسر خود ناراضی باشد و ارتباط گرم و صمیمانه‌ای با او نداشته باشد، مسلماً موجب نگرش منفی زن نسبت به کار خانگی خواهد شد.

شما به غیر از سطح تحصیلات، چه پارامترهای دیگری را در تحقیقات خود لحاظ کرده‌اید؟ در این حوزه می‌توان تقسیم‌بندی گسترده‌تر و جامع‌تری ارائه داد؟
به نظرم بهترین تقسیم‌بندی بر اساس میزان تحصیلات زنان خانه‌دار است که به زنان تحصیل‌کرده یا فاقد تحصیلات دسته‌بندی می‌شود و در تحقیقات من این‌طور خودش را نشان داد که تفاوت دیدگاه جدی‌تری در بین این دو قشر وجود دارد. ما البته فاکتورهای زیادی را در نظر گرفتیم از جمله اشتغال یا عدم اشتغال زنان، سن، وضعیت خانوادگی، رضایت از زندگی زناشویی و…؛ اما طی بررسی‌ها متوجه شدیم که تحصیلات، مهم‌ترین پارامتر تفاوت دیدگاه در بین زنان خانه‌دار است.

زن خانه‌دار امروز دچار تناقض و ابهام است
به نظر شما زن خانه‌دار امروزی چه تغییری با زن خانه‌دار گذشته داشته است؟ رشد و توسعه تکنولوژی و مدرن شدن امکانات و شرایط، بر سبک زندگی زنان و دیدگاه آنان تأثیر گذاشته است؟ در این میان هویت فردی زنان خانه‌دار چه تغییری کرده است؟
ببینید در حال حاضر زن خانه‌دار امروز ما دچار یک تناقض و ابهام شده‌ است. از یک طرف، وظیفه خانه‌داری در هاله‌ای از تقدس قرار دارد؛ به‌گونه‌ای که هر زنی بخواهد از مسؤولیت آن شانه خالی کند، دچار عذاب وجدان می‌شود و از طرف دیگر، افکار عمومی این وظایف را پیش پاافتاده و به عبارتی کم‌ارزش تلقی می‌کنند که فقط زنان باید این وظایف را انجام دهند. و خیلی اوقات هم می‌بینید که این وظایف خانگی موضوع تمسخر جمع‌های مردانه یا حتی برنامه‌های صدا و سیما قرار می‌گیرد. در برخی برنامه‌های صدا و سیما شاهد هستیم که برای آن‌که مردی را مورد تمسخر قرار دهند، او را در حال انجام کارهای خانه نشان می‌دهند.

به نظر من الان زنان خانه‌دار از این سردرگمی رنج می‌برند. مخصوصاً کسانی که دارای تحصیلات هستند که نمی‌دانند بالاخره باید چه کار کنند؛ اگر از آن فاصله بگیرند احساس می‌کنند که از نقش زنانگی و مادری خودشان دور شدند و جامعه هم نسبت به این دوری از وظایف خانگی، آن‌ها را سرزنش می‌کند و این اقدام را ریشه بسیاری از آسیب‌های خانواده قلمداد می‌کنند. اگر هم به آن مشغول باشند و خانه‌داری را به عنوان یک شغل اصلی قبول کنند، احساس می‌کنند، آن هویت واقعی خودشان را پیدا نکرده‌اند و دچار یک بی‌هویتی مزمن می‌شوند.

این نگاه پیش پاافتاده به خانه‌داری از کجا نشأت می‌گیرد؟ ارتباطی با ورود تکنولوژی به خانه‌داری و به‌ظاهر آسان‌تر شدن کار زنان دارد یا معلول عوامل دیگری است؟
از نظر من تکنولوژی تا حدودی از بار جسمی زنان کم کرده است ولی به هر صورت آن زمانی که باید به کار خانگی اختصاص دهند را کاهش نداده است. درست است که به عنوان مثال جارو کردن با جارو برقی زمان را کاهش داده است اما از طرف دیگر به زمان مدیریت کردن امورات خانه و رتق و فتق کار و برنامه‌های فرزندان و یا امور مربوط به مهمانی‌ها و مسائل دیگر اضافه کرده است. پس تکنولوژی تغییری در مسؤولیت‌های خانه‌داری زنان ایجاد نکرده و هنوز فشار مسؤولیت‌ها برای زنان وجود دارد و فقط در نحوه انجام وظایف، تغییر ایجاد کرده است.

خانه‌داری همواره به عنوان یک نقش پیش پاافتاده تلقی می‌شد
اگر ما یک بررسی تاریخی داشته باشیم همواره می‌بینیم که خانه‌داری به عنوان یک نقش پیش پاافتاده تلقی می‌شد و حتی شاید در گذشته بیشتر این دیدگاه غالب بود. وسائل و امکانات جدید هم درست است که مقداری کار را برای زنان راحت‌تر کرده‌اند اما به همراه خود پیچیدگی‌هایی را هم به فضای خانه اضافه کرده و تجملانی وارد زندگی زنان کرده است که باعث شده اتفاقاً زنان وارد یک وادی دیگر شوند. سفره‌آرایی یا تزئینات منزل در گذشته مرسوم نبود ولی الان در بین زنان خانه‌دار رواج پیدا کرده و جزو شرایط دنیای امروز شده است.

قشری از زنان هستند که فکر می‌کنند اگر همسو با تغییرات شرایط امروز نباشند هویت‌شان کامل نمی‌شود. زن‌هایی که تمام هویت خود را در وظیفه خانه‌داری می‌بینند احساس می‌کنند اگر همسو با تغییرات جلو نروند، دچار خلأ و بحران هویت می‌شوند و بایستی با این تجملاتی که امروزه به کار خانه‌داری اضافه شده است مانند مهمانی‌های تجملاتی یا آشپزی‌های متفاوت و… پیش بروند تا بتوانند خودشان را تعریف کنند.

چشم و هم‌چشمی‌هایی که امروز اتفاقاً با وجود فضای مجازی شدت گرفته، حاصل همین تغییرات دنیای امروز است و ما می‌بینیم که بسیاری از زنان خانه‌دار در فضای مجازی فعال هستند و این فضا را ابزاری ساختند برای نشان دادن هنرهای خانه‌داری خود و عقب نماندن از دیگران. اکثر این افراد سعی می‌کنند با این روش بخشی از نیازهای مغفول مانده‌شان را برآورده کنند و طبیعتاً بر میزان پیچیدگی و تعدد وظایف خود بیافزایند.

تفاوت‌های خانه‌داری از گذشته تا به امروز
خانه‌داری از گذشته تا امروز چه تفاوت‌هایی کرده و در هرکدام از دوره‌ها دارای چه مشخصه‌ها و پارامترهایی بوده است؟
خانه‌داری یک سیر تاریخی طولانی دارد این‌که ما سبک آن را به گذشته و حال تقسیم کنیم ممکن است تقسیم‌بندی درست و دقیقی نباشد. به هر حال این‌که دقیقاً چه دوره‌ای مد نظر است، خیلی مهم است. یک زمانی در دوران کشاورزی زنان هم به وظایف بیرون از خانه اشتغال داشتند و هم امورات مربوط به خانه‌داری را برعهده داشتند و درواقع در آن دوره‌ها، کار خانگی حتی به اندازه امروز پررنگ و مهم نبود. ولی بعد از صنعتی‌شدن که محل کار و محل زندگی و خانه از یکدیگر جدا شدند، زن‌ها بیشتر به مرزهای خانه کشیده شده و بیشتر مشغول به کار خانه‌داری شدند و در واقع کل وظایفشان در حیطه خانه‌داری تعریف شد که بیشتر مربوط به کار یدی بود. ولی با مرور زمان و با پیشرفتی که در وسایل خانه به وجود آمد و لوازم مدرن و صنعتی وارد خانه شد، مقداری نوع کار تغییر کرد و تربیت و پرورش زنان نیز به وظایف زنان هم اضافه شد؛ تا جایی‌که اگر امروز اشتباهی از فرزند سر بزند، مادر را مسؤول اصلی این اشتباه می‌دانند.

از زمانی‌که فضای مجازی وارد جامعه ایران شد و زنان خانه‌دار ارتباط مجازی پیدا کردند و با شبکه ارتباطی گسترده‌تری توانستند کارهای خود را به اشتراک بگذارند و می‌خواستند با این کار آن پوچی و بحران هویت را مرتفع کنند، بحث تجمل‌گرایی بیشتر مطرح شد. به نظر من با وجود این‌که همین ارتباطات مجازی و تجمل‌گرایی به صورت مقطعی شاید بحران هویت زنان را مرتفع کند ولی وقتی به طور عمیق با این زنان صحبت می‌کنید متوجه این احساس پوچی در آنان می‌شوید که به ظاهر از بین رفته است ولی در باطن هنوز رگه‌هایی نیرومند از آن وجود دارد و این نشان می‌دهد که این زنان به‌طور کامل با انجام این اعمال ارضا نمی‌شوند.

احساس ناامنی مالی در زنان خانه‌دار
از نظر شما این احساس پوچی از کجا می‌آید؟

بخشی به تکراری بودن کار خانگی مربوط می‌شود و بخشی هم به این‌که این زنان احساس می‌کنند در اقتصاد خانواده نقش مهمی ندارند. از سویی عدم تأمین مالی و نداشتن بیمه باعث شده است که احساس نا‌امنی بسیار وسیعی برای آنان به‌وجود آید. چون فکر می‌کنند اگر زمانی این نقش را به عنوان یک زن خانه‌دار در خانه نداشته باشند، دیگر هیچ جایگاه و پشتوانه‌ای در خانه و خانواده ندارند و این موضوع احساس پوچی را برای آن‌ها به‌وجود می‌آورد. این احساس پوچی مخصوصاً در زنانی که دارای تحصیلات هستند بیشتر شایع است.

کاربردهای متفاوت شبکه‌های اجتماعی مجازی برای زنان ‌خانه‌دار
با توجه به این‌که مخاطب اکثر شبکه‌های اجتماعی را زنان تشکیل می‌دهند، تا چه میزان شبکه‌های اجتماعی به توسعه آگاهی زنان کمک کرده و تا چه میزان بر روابط خانوادگی آن‌ها تأثیر گذاشته است؟
به نظر من در این مورد هر دو دیدگاه حاکم است. یعنی هم شبکه‌های اجتماعی عاملی مؤثر بر پیشرفت و آگاهی زنان خانه‌دار است و هم می‌تواند ضربه‌زننده باشد. البته من تا به حال پژوهشی در این رابطه نداشته‌ام اما با توجه به مشاهداتم عرض می‌کنم که تا به حال جنبه‌های منفی‌ آن بیشتر حاکم بوده و آن‌طور که باید زنان خانه‌دار نتوانستند فضای مجازی را به عنوان یک فرصت برای خودشان خلق کنند. به این صورت که نیازها، خواسته‌ها و مشکلات‌شان را با یکدیگر به اشتراک بگذارند و این حلقه ارتباطی که در کار خانه وجود ندارد را در فضای مجازی به‌وجود آورند و از این طریق آن خلأ ارتباطی خود را پر کنند.

ولی در واقعیت می‌بینیم که خیلی اوقات این را تبدیل به معضل کردند و با روی آوردن به کانال‌های تلگرامی مد، آرایش و سفره‌آرایی، خانه‌داری را برای خود پیچیده‌تر کردند و از طرف دیگر این فضاها زنان را از هویت واقعی‌شان دور ساخته و این موضوع قطعاً نیاز به فرهنگ‌سازی دارد تا زنان بتوانند استفاده بهتری از این امکان امروزی دنیای جدید داشته باشند. به هر حال شبکه مجازی باعث شده است که زنان در کار خانه فقط خودشان نباشند و با شبکه ارتباطی گسترده‌ای در ارتباط قرار گیرند واین موضوع قطعاً بر موقعیت روحی و روانی آنان تاثیر مثبت می‌گذارد.

شکایت زنان خانه‌دار از کمبود وقت و نداشتن اوقات فراغت
سبک اوقات فراغت زنان خانه‌دار با گذشته چه تغییری داشته و پارامترهای آن چگونه است؟
متأسفانه بیشتر زنان زمانی که به اوقات فراغت اختصاص می‌دهند را بسیار کم بیان کردند. به این دلیل که اساساً ساعت کار خانگی یک ساعت مشخص نیست و معمولاً پخش است و بین کارهای روزانه زمان‌های کوتاهی به عنوان ساعات تلف‌شده است که بسیار زیاد است. به همین خاطر این زنان خیلی نمی‌توانند به طور مفید و دقیق بگویند که چه ساعاتی را صرف اوقات فراغت خود کرده‌اند. ولی اگر بخواهیم آن را به صورت یک سیر ببینیم، قطعاً خواهیم دید که میزان اوقات فراغت از گذشته تا به امروز فرق کرده است. در گذشته کلاس‌های آموزشی متنوعی مانند امروز نبود و الان زنان این امکان را دارند که کلاس‌های مختلفی را شرکت کنند و قابلیت‌های خود را افزایش دهند یا حتی فعالیت بدنی و ورزشی داشته باشند و از باشگاه‌های بدنسازی استفاده کنند. ولی حتی زنان خانه‌دار امروز که در تحقیقات من جزو جامعه آماری به‌شمار می‌آمدند، از کمبود وقت و نبود اوقات فراغت شکایت داشتند و هیچ زمانی برای خودشان نداشتند.

زنان خانه‌دار به مثابه سرمایه ارزشمند انسانی
با توجه به این‌که در سطح رسانه‌ای و همچنین سیاست‌گذاری، عمده صحبت‌هایی که از زنان می‌شود، درخصوص زنان شاغل است، این عطف توجه گسترده به زنان شاغل و از سوی دیگر توجه نحیف به زنان خانه‌دار، به نظر شما چه پیامدهایی برای جامعه زنان خانه‌دار در پی داشته است؟
در حوزه اشتغال هر چقدر هم در رسانه‌ها به آن پرداخته شود، باز هم آمارها نشان می‌دهد نرخ اشتغال زنان در حال حاضر 12 درصد است و اکثریت زنان ما را زنان خانه‌دار تشکیل می‌دهد. همان‌طور که می‌دانید سرمایه انسانی، مهم‌ترین عامل توسعه جوامع انسانی است و اگر توجه به این بخش عظیم نیروی انسانی نشود، مطمئناً دچار عقب‌ماندگی و خسران می‌شویم و به هر حال آسیب‌های آن را در خانواده خواهیم دید. به نظر من اگر به جایگاه واقعی زنان خانه‌دار توجه ویژه شود، هم منجر به تقویت بنیان خانواده می‌شود و هم گامی مثبت به سمت بهبود و ثبات ملی کشور خواهد بود.

ارزیابی شما از سیاست‌گذاری‌های صورت‌گرفته برای زنان خانه‌دار- مانند بیمه زنان خانه‌دار، افزایش مستمری و…- چیست و به نظر شما چه بایسته‌هایی در سیاستگذاری در این حوزه باید مورد توجه قرار گیرد؟
اگر برنامه‌های حوزه زنان خانه‌دار در عرصه سیاست‌گذاری را بخواهیم تقسیم‌بندی کنیم بایستی به برنامه‌های مالی و غیرمالی اشاره کنیم. در بخش برنامه‌های مالی، قوانینی که در حمایت از کل زنان کشور مخصوصاً زنان خانه‌دار در حال اجرا است مثل مهریه، اجرت‌المثل و… می‌بینیم که درست است که بایستی این حقوق در طول زندگی توسط زنان دریافت می‌شود ولی این امور تنها مختص به هنگام طلاق شده است که آن‌ هم پس از طی کردن روند قانونی طولانی و سخت دریافت می‌شود و در نهایت به یک مبلغ ناچیز و گزافی خواهند رسید که هیچ مشکلی را از این زنان حل نخواهد کرد. برای همین راهکار مناسب و خوبی که در حمایت از زنان خانه‌دار وجود دارد همین بیمه زنان خانه‌دار است که متأسفانه از زمان مطرح‌شدن آن از سال 78 تا به امروز 18 سال می‌گذرد و تا به حال هم مراحل گوناگونی را پشت سر گذاشته اما هنوز اجرا نشده است. به نظر می‌رسد که اگر این طرح به درستی اجرا شود، مهم‌ترین دغدغه این بخش از زنان با برخورداری از بیمه بازنشستگی و از کارافتادگی مرتفع شود.

لزوم توجه به پارامترهای فرهنگی در اجرای بیمه زنان خانه‌دار
هرچند که در این زمینه هم باید از لحاظ فرهنگی کار شود. من وقتی با تعدادی از این زنان صحبت می کردم و از آن‌ها سؤال پرسیدم که آیا راضی هستید که در قبال انجام کار خانگی حقوق دریافت کنید؟ احساس بدی به آن‌ها دست می‌داد و می‌گفتند که مگر ما خدمتکاریم که در قبال این کار پول دریافت کنیم. ولی اگر سؤال را طور دیگری مطرح می‌کردیم به این صورت که شما فکر نمی‌کنید که کار خانگی هم باید مانند مشاغل دیگر به آن مزایا و حقوقی تعلق گیرد؟ سریع استقبال می‌کردند و این نشان می‌دهد که اگر این طرح قرار است اجرا شود باید در کنار آن فرهنگسازی هم صورت گیرد تا زنان احساس بدی نداشته باشند.

بایسته‌های سیاست‌گذاری در حوزه زنان خانه‌دار/ سازمان‌های مردم‌نهاد و کانون‌های فرهنگی وارد عمل شوند
راهکار شما برای این موضوع چیست؟ آیا تمرکز سیاست‌ها در بخش مالی به تنهایی کافیست؟
قطعاً در کنار اجرای این سیاست‌ها، به‌کارگیری راهکارهای فرهنگی و غیرمالی هم ضرورت دارد. البته برنامه‌های غیرمالی نیاز به کار و فرهنگ‌سازی دارد به این‌صورت که باید این تغییر به‌وجود آید که مرد هم در کار خانگی مشارکت داشته باشد. در این‌صورت از بار فکری و روحی زنان کاسته می‌شود. خیلی از زنانی که من با آن‌ها مصاحبه کردم از این گله داشتند که مجبورند کل کار خانگی را تنهایی به دوش بکشند. بخش فرهنگساز جامعه ما رسانه است که خیلی می‌تواند در این مورد کمک کند. با توجه به نیازهای متفاوت زنان، سازمان‌های مردم‌نهاد و کانون‌های فرهنگی می‌توانند وارد عمل شوند و به زنان کمک کند که از تکرار و یکنواختی زندگی روزمره رهایی یابند و با حلقه ارتباطی که بین زنان خانه‌دار به‌وجود می‌آورند کمک کند که زنان از انزوای خانگی خارج شوند و روحیه‌شان افزایش یابد که به نظر من آن حضور فیزیکی که می‌توانند داشته باشد، خیلی بیشتر از حضور در فضای مجازی تأثیرگذار است.

انتهای پیام/ 950815

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *