با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشست شورای عالی زکات برگزار شد

[ad_1]


با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشست شورای عالی زکات برگزار شد


نشست شورای عالی زکات با حضور دکتر علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در رسانه ملی برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری صدا و سیما ، اعضای شورای عالی زکات در این نشست ضمن ارائه گزارشی از اقدامات صورت گرفته بر استفاده از ظرفیت رسانه ملی در ترویج و فرهنگ سازی زکات – این واجب دینی – تاکید کردند.

دکتر علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در این نشست گفت: موضوع زکات به جای کارگروه نیازمند کارگزار است و باید از نهادهای مستقر در روستا‌ها برای تبلیغ این واجب دینی استفاده کرد و نتایج اثرات و برکات آن منعکس شود.

دکتر ربیعی افزود: سیاست دولت‌ها، چون هدفمند نبوده نتوانسته است فقر و نابرابری را ریشه کن کند؛ پس بنابراین نیازمند توجه جامعه به سنت‌های دینی نظیر خیرات، وقف، خمس و زکات هستیم.

در ادامه این نشست حجت الاسلام قرائتی با اشاره به اینکه کلمات زکات و برکت ۳۲ مرتبه در قرآن تکرار شده است، افزود: بعد از غفلت چند ساله در خصوص این امر واجب باید از افراد محبوب و عامل به زکات برای تبلیغ و ترویج آن بهره برد.

فتاح رئیس کمیته امداد امام خمینی (ره) در این نشست با اشاره به رشد ۲۴۱ درصدی جمع آوری زکات در ۳ ماهه نخست امسال در مقایسه با مدت مشابه اظهار کرد:  زکات تنها امر واجب در کارکرد کمیته امداد است که متاسفانه مغفول مانده و انجام این تکلیف شرعی نیاز به تبیین و تبلیغ بیشتری دارد.

وی ادامه داد: سال گذشته ۲۶۷ میلیارد تومان زکات واجب و مستحبی جمع آوری شده که ۶۶ درصد آن صرف خرید جهیزیه، معیشت، درمان، مسکن فقرا و نیازمندان و مابقی آن در ساخت طرح‌های عمرانی عام المنفعه همان استان هزینه شده است. 

مهندس فتاح تصریح کرد: محل مصرف زکات از همان محل جمع آوری آن است. 

در این نشست مصوب شد کمیته‌ای برای تبلیغ و ترویج زکات تشکیل شود تا تولیداتی اثرگذار از رسانه ملی پخش شود.

[ad_2]

لینک منبع

برگزاری دوره قصه‌گویی برای کودکان و نوجوانان

[ad_1]

دوره آشنایی با قصه گویی
با عنوان «زیر گنبد کبود» توسط کتابخانه ۱۵ خرداد با همکاری کانون پرورشی
فکری کودکان و نوجوانان برای گروه سنی کودک و نوجوان برگزار می شود.

به گزارش

مهرخانه، به نقل
از
مهر،
دوره آشنایی با قصه گویی با عنوان «زیر گنبد کبود» توسط کتابخانه ۱۵ خرداد
با همکاری کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان برای گروه سنی کودک و
نوجوان برگزار می شود.

آشنایی کودکان و نوجوانان با فنون و
کاربردهای قصه گویی، ارتقای فرهنگ مطالعه، تقویت مهارت‌های گفتاری و قدرت
فهم و بیان در کودکان، پرورش خلاقیت، آموزش زبان و افزایش گنجینه واژگان
کودکان از جمله اهداف این برنامه است.

در این برنامه توسط مربی قصه گویی استعداد
های کودکان و نوجوانان برای بیان قصه سنجیده می شود. هم چنین کودکان به قصه
گویی در جمع هم سن و سال های خود می پردازند.

دوره مذکور با همکاری و حضوراساتید مجرب قصه
گویی کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان برگزار می شود و ضمن بازگو کردن
قصه های زیبا برای کودکان، کتاب های مناسب در حوزه قصه و قصه گویی متناسب
با رده سنی مخاطبین به آنان معرفی می شود. همچنین کارشناسان برنامه با
خوانش داستانی متناسب با گروه سنی کودکان و نوجوانان، آن‌ها را با فرهنگ
مطالعه و کتابخوانی آشنا می‌کنند. همچنین در پایان این دوره کانون
کتابخوانی کتابخانه ۱۵ خرداد تشکیل خواهد شد.

این برنامه دوشنبه ها از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در
کتابخانه ۱۵ خرداد به نشانی بلوارمعلم، خیابان تختی، خیابان تولید دارو،
بوستان ۱۵ خرداد برگزار می شود.

انتهاي پيام/ 930610

[ad_2]

لینک منبع

اعطای وام 10 میلیون تومانی قرض‌الحسنه به دانش‌آموزان کارآفرین

[ad_1]

مدیرکل دفتر آموزش‌های کاردانش وزارت آموزش و پرورش از اعطای وام ۱۰ میلیون تومانی به دانش‌آموزان کارآفرین با بازپرداخت ۳۶ ماهه و به صورت قرض‌الحسنه خبر داد.

به گزارش مهرخانه، به نقل
از


مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، سید مصطفی آذرکیش با اشاره به تسهیلات در نظر گرفته‌شده برای دانش‌آموزان کارآفرین، اظهار داشت: وام ۱۰ میلیونی به دانش‌آموزان کارآفرین اعطا می‌شود.

وی در خصوص «نحوه شناسایی دانش‌آموزان کارآفرین» با بیان اینکه برگزاری جشنواره‌های علمی هنرستان‌ها از جمله راه‌های شناسانی دانش‌آموزان کارآفرین است، یادآور شد: از سال تحصیلی ۷۲-۷۱ درس کارآفرینی در شاخه کاردانش ایجاد شد که در هفته به صورت ۳ ساعت آموزشی تدریس می‌شود و در این درس، خلاقیت و ریسک‌پذیری هنرجویان موردتوجه قرار می‌گیرد؛ ضمن اینکه مسابقات علمی در شاخه کاردانش نیز هر ساله برگزار می‌شود.

مدیرکل دفتر آموزش‌های کاردانش وزارت آموزش و پرورش تصریح کرد: در حال حاضر به وسیله آموزشی که به هنرجویان می‌دهیم، قصد تقویت کارآفرینی را داریم؛ در نتیجه تسهیلاتی از سوی دولت و بخش خصوصی به هنرجویان کارآفرین اعطا می‌شود.

آذرکیش در خصوص «میزان رغبت دانش‌آموزان برای گرایش به شاخه کاردانش»، خاطرنشان کرد: در این شاخه ۱۵۳ رشته در ۴ زمینه خدمات، صنعت، هنر وکشاورزی وجود دارد و در همه مناطق آموزشی حداقل یک هنرستان کاردانش فعال است؛ ضمن اینکه در شاخه فنی و حرفه‌ای نیز ۴۱ رشته فعال است.

وی با بیان اینکه رشته‌ای به‌عنوان رشته‌ای خاص و گرایش بیشتر هنرجویان به آن در شاخه کاردانش وجود ندارد، گفت: متناسب با نیازهای بومی هر منطقه، رشته‌های کاردانش ایجاد می‌شود.

مدیرکل دفتر آموزش‌های کاردانش وزارت آموزش و پرورش با اشاره به همکاری‌های دستگاه‌های مختلف با آموزش و پرورش متذکر شد: نیروی دریایی همکاری خوبی با آموزش و پرورش در ساخت هنرستان‌ها و جذب فارغ‌التحصیلان آن دارد.

آذرکیش با اشاره به میزان جذب دانش‌آموزان به شاخه کاردانش، عنوان کرد: در سال تحصیلی گذشته ۳۴ درصد دانش‌آموزان جذب شاخه‌های کاردانش و فنی و حرفه‌ای شدند که۳۵۰ هزار دانش‌آموز متوسطه درکاردانش و در مجموع پایه دهم و سوم متوسطه، ۶۵۰ هزار هنرجو در شاخه‌های کاردانش و فنی و حرفه‌ای وجود دارد.

وی در پاسخ به این پرسش که «چند درصد هنرجویان جذب بازارکار می‌شوند»، افزود: در برخی از رشته‌ها ۹۵ درصد هنرجویان جذب بازار کار می‌شوند و این جذب، متناسب با نیاز بازار و تعداد افراد، متغیر است.

مدیرکل دفتر آموزش‌های کاردانش وزارت آموزش و پرورش با اشاره به رشته‌هایی که بیشتر هنرجویان جذب بازار کار می‌شوند، گفت: عمده هنرجویان رشته تعمیر و نصب آسانسور جذب بازار کار می‌شوند.

آذرکیش در خصوص «ارائه تسهیلات به هنرجویان»، بیان کرد: یکی از محورهای اقتصاد مقاومتی با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب، توسعه هنرستان‌ها و تقویت تولید داخلی است؛ در نتیجه با ارائه تسهیلات به هنرجویان کمک می‌کنیم تا در تولید داخلی نقش مؤثری داشته باشند.

وی در خصوص «چگونگی دریافت وام ۱۰ میلیون تومانی توسط دانش‌آموزان کارآفرین»، یادآور شد: این دانش‌آموزان و برگزیدگان جشنواره‌های فنی و حرفه‌ای برای دریافت وام ۱۰ میلیون تومانی، می‌توانند به صندوق‌های کارآفرینی استان‌ها و ادارات کل آموزش و پرورش مراجعه کنند؛ ضمن اینکه این وام به صورت قرض‌الحسنه بوده و بازپرداخت آن ۳۶ ماهه است.

مدیرکل دفتر آموزش‌های کاردانش وزارت آموزش و پرورش با اشاره به ملاک‌های استعدادهای برتر خاطرنشان کرد: ملاک استعداد برتر هوش چندگانه است و اگر صرفاً عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان را ملاک قرار دهیم، کار درستی نیست؛ بلکه آنچه درست است اطلاع ‌رسانی مطلوب به خانواده است؛ ضمن اینکه باید گفت عمده دانش‌آموزانی که جذب هنرستان‌ها می‌شوند از این کار راضی هستند.

[ad_2]

لینک منبع

رهاشدگی کودکان در فضای مجازی/ لزوم ورود شورایعالی فضای مجازی به مقوله کودک در اینترنت

[ad_1]

مشاور رئیس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره) گفت: یکی از بزرگترین معضلات درباره کودکان رهاشدگی در نت است که در خانواده و مسئولان نگرانی ایجاد کرده و به دلیل حساسیت و پیچیدگی خاص آن شورایعالی فضای مجازی باید تصمیمات جدی اتخاذ کند.

به گزارش

مهرخانه، به نقل
از
فارس، حمیدرضا امیری نیا مشاور رییس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) و رییس هیات مدیره موسسه دانش بنیان برکت در بیست و سومین نمایشگاه الکامپ با اشاره به دلایل ظهور اپراتورهای مجازی در کشور اظهارداشت: در فضای مجازی تنوع سرویس ها در برهه ای از کشور آنقدر افزایش یافت و اپراتورهای اصلی به اندازه ای بزرگ شدند که قادر به ارائه سرویس و خدمات همزمان با رشد نیاز کاربران نبودند. لذا اپراتورهای مجازی از خلا موجود توانستند بهره برده و ظهور کنند و این تفکر به وجود آمد که MVNO ها می توانند در فضای مجازی تخصصی تر و البته در ارتباط با اپراتورهای اصلی به پاسخ گویی مطلوب و مناسب نیازهای کاربران بپردازند و مهمتر اینکه بتوانند ارزش افزوده ای را ایجاد کنند که کاربران به دنبال آن هستند.

وی افزود: MVNOها به عنوان بازار اختصاصی در دنیا شکل گرفته اند و ما هم ناگزیر باید به سمت رشد MVNO ها حرکت کرده فضای فناوری اطلاعات کشور را با آنها تخصصی تر کنیم. مثلا تین تاک که در حوزه تخصصی کودک و نوجوان فعال است قادر خواهد بود به ارائه خدمات تخصصی کودک و نوجوان بر اساس پاسخ به نیازهای واقعی آنها در فضای مجازی بپردازد.

امیری نیا سطح کیفی فناوری اطلاعات در حوزه کودک و نوجوان در کشور را نامطلوب ارزیابی و تاکید کرد: بستر فناوری اطلاعات در حوزه کودک و نوجوان مطلوب نیست و این حوزه موازی با خاستگاه و خواسته های کودکان پیش نرفته و ما با یک غفلت در این حوزه مواجه هستیم.

وی تصریح کرد: از فضای لباس کودکان تحت عنوان مد و لباس، اسباب بازی تا حوزه های مرتبط با فناوری اطلاعات یک فضای بکر است که باید با  راه اندازی اپراتورهای مجازی به این حلقه مفقوده سمت و سو داد و حتما باید غفلت های گذشته در حوزه کودکان را مرتفع کنیم.

مشاور رییس ستاد اجرایی فرمان حضرت امام (ره) توجه به داخل کشور و بهره مندی از ظرفیت های داخلی با توجه به فرهنگ اصیل بومی را از اولویت ها دانست و افزود: یکی از رویکردهای اصلی ما در فناوری اطلاعات در ارتباط با کودک و نوجوان توجه به ظرفیت های داخل کشور است که امیدواریم بعد از مرتفع کردن همان غفلت ها و بروز کردن اطلاعات کشور حتما به دنبال افزایش سهم در بازارهای خاورمیانه باشیم.

وی تاکید کرد: کشورهای مسلمان همسایه از اولویت های ما در حوزه فناوری اطلاعات است و علت آن، همپوشانی و مشابهت های فرهنگی و دینی است که با همسایه های خود داریم.

وی ضمن تاکید بر شکل گیری فضای اعتماد و اطمینان میان کاربران گفت: اعتماد یکی از حلقه های مفقوده بازار فناوری اطلاعات است. در حالی که اگر اعتماد میان خانواده و طرف دوم (شرکت ها) شکل بگیرد حتما باعث رونق کسب و کار در بستر اجتماع خواهد شد.

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر آنکه آیا می توان امیدوار بود که روزی ایران با خدمات مطلوب فناوری اطلاعات در حوزه کودک و نوجوان مطرح شود، اظهار داشت: ظرفیت دنیای مجازی به خلاقیت و برنامه ریزی در این حوزه باز می گردد و با توجه به موضوع خلاقیت که در جامعه ایرانی موج می زند می توانیم شاهد رشد این حوزه باشیم.

وی افزود: حتما زمینه حضور جدی و قوی و توانمند در این حوزه وجود دارد و تلاش ما در کشور این خواهد بود که با همه ظرفیت و توان به سمتی پیش رویم تا روزی رسد که علاوه بر فرش و پسته و زعفران، خدمات تخصصی در حوزه فناوری اطلاعات در سطح خاورمیانه سپس کل دنیا شکوفا شود.

وی یکی از بزرگترین آسیب های حوزه کودک در کشور را رها بودن آن دانست و افزود: قطعا یکی از بزرگترین معضلات ما در بحث کودکان رها شدگی آنها در نت است که نگرانی در دو سطح را به وجود آورده است. نگرانی سطح اول خانواده ها و نگرانی سطح دوم مسولان هستند. لذا این حوزه بسیار حوزه حساسی است و پیچیدگی های خاص خود را دارد و شورای عالی فضای مجازی کشور باید در این حوزه تصمیمات جدی اتخاذ کند.

[ad_2]

لینک منبع

«برسد به دست خانم ف»؛ نامه‌هایی که زشتی جنگ را به زیبایی زندگی سوق می‌دهد

[ad_1]

بر اساس این گزارش، این کتاب به همراه مقدمه در یازده فصل تدوین شده است، نویسنده در مقدمه آورده است:

تابستان سال 1392 ،پیاده شده چند نوار کاست قدیمی، که از سال 1367 باقی مانده بود، مرا با حرف‌ها و خاطرات سید احمد نبوی آشنا کرد و خیلی زود دست سرنوشت، من و آن نوارهای کاست را سه سال مثل دو دوست صمیمی همراه کرد.

آن خاطره‌ها انبوهی از اطلاعات نظامی را پیش رویم گذاشت و رزمنده ای که سالها جنگیده و حال کوله بار حرف‌هایش را نزد من امانت گذاشته است. خاطراتی که در نگاه اول، غیر از جذابیت‌های نظامی و تاریخی جنگ ویژگی دیگری نداشت؛ اما همان‌ها هم کهربایی در دل خود داشت که باعث شد بیشتر در زندگی راوی و روایت‌هایش دقیق شوم و با خانواده و دوستان و نزدیکانش مصاحبه‌هایی انجام دهم تا شناخت دقیق‌تری از او پیدا کنم.

مدتی بعد، اسناد مکتوب و نامه‌های پرشمار جمع‌آوری‌شده به وسیله آقای اصغر کاظمی مسیر تازه‌ای را برای تدوین کتاب پیش رویم گذاشت. وقتی آن نامه‌ها و دست‌نوشته‌های قدیمی را می‌خواندم، با خود فکر کردم، چه خوب می‌شد، این همه احساس و عشق در کنار آن همه سختی و مصائب جنگ همراه شود و چه دنیای قشنگی می‌سازد زندگی و هستی در کنار جنگ و نیستی..

در بخشی از کتاب می خوانیم: سرما بیداد می‌کرد و ناخوداگاه در آن هوای سرد، حس خواب آلودگی بر انسان غالب می‌شد. اما من با خواب مقابله کردم و سعی کردم تا صبح هوشیار و حواس جمع باشم. صبح زود از چادر بیرون زدم.

نگران بچه هایی بودم که بیرون چادر خوابیده بودند. ترسیدم یخ زده باشند. سراغشان رفتم تا بیدارشان کنم، بعضی‌ها واقعا یخ زده بودند. تکانشان دادم. صدایشان زدم اما تکان نمی‌خوردند. چند تا از بچه‌هایی که داخل چادر بودند را صدا زدم. هر چه توی صورتشان زدیم، بیدار نشدند. بیسیم زدم و هلیکوپتر خواستم. یک ساعت بعد هلیکوپتر آمد و هفت، هشت نفر از بچه‌های سرمازده را به عقب فرستادم. هیچکس، حتی فرماندهان، فکر نمی‌کردند عملیات در این منطقه اینقدر سخت باشد و طبیعت اینطور جلوی ما بایستد. مشکل اصلی ما موانع طبیعی، کوهستان صعب العبور و سرما، بود که نمی‌گذاشت راحت کار کنیم و نه عراق.

اما، نتیجه همة آن جانفشانی‌ها این بود که فشار عراق از جبهه جنوب کم شد و مجبور شد نیروی زیادی را به آن منطقه بیاورد و تلفات بدهد. اگر هم نظرش این بود که کاری انجام دهد، با این عملیات، از ادامه کار در جنوب منصرف شد.

همان شب، که فکر کنم بیست و هشتم دی ماه بود، قرار بود بار دیگر در همان نقطه عملیات کنیم. قبل از عملیات، برای بار آخر با جعفر و تعدادی از بچه های کادر گردان رفتیم تا آخرین وضعیت دشمن را بررسی کنیم. قبل از حرکت از روی نقشه عملیات را مرور کردیم و بعد با تویوتا تا نزدیک نقطه رهایی رفتیم تا مطمئن شویم همة کارها و جابه جایی ها درست انجام شده. بین راه چند هلیکوپتر عراقی بالای سرمان آمدند و چند راکت شلیک کردند.

اما آسیبی به کسی نرسید. فقط محسن غنی‌یاری یک ترکش خورد و از همانجا با یکی از بچه‌ها به اورژانس لشکر رفت. من و جعفر محتشم و حسین الله کرم تا خاکریزی که دست بچه های لشکر 31 عاشورا بود جلو رفتیم. تویوتاها را در جایی پارک کردیم که در تیررس نباشند. نیم ساعت در دل شیارها پیاده رفتیم. برف تا زیر زانو می‌رسید و سفیدی آن چشم را آزار می‌داد. از جادة حرمدان به سمت قمیش و از آنجا به تنگه ای رسیدیم که در دید دشمن بود. اگر می خواستیم تنگه را بینیم باید از چند پیچ جاده عبور می‌کردیم که در دید دشمن بود و باید در آن عملیات آزاد میشد.

من و جعفر محتشم، همه مسئول گروهان‌ها و نیروها را توجیه کردیم و روش کار را توضیح دادیم. جعفر محتشم نظرش این بود که چون قرار است امشب عملیات کنیم، بهتر است تعدادی از بچه های کادر بمانند تا بیشتر نسبت به منطقه اطلاعات پیدا کنند. اگر بچه‌ها بمانند رفت و آمد کمتر و در نتیجه تلفات هم کم خواهد شد.

ساعت یک بعد از نیمه شب، عملیات را شروع کردیم. محور عملیاتی ما ارتفاعات دولبشک و قمیش در جاده مواصلاتی الاغو دولبشک بود که نسبت به جاده ماووت و سلیمانیه اهمیت کمتری داشت و از نظر مهندسی درجه سه بود. آن شب بیشتر از همیشه ناراحت بودم و احساس تنگی نفس می‌کردم. ریه ام ناراحت بود. مرتب سرفه می‌کردم و خلط و خون بالا می‌آوردم. برای همین دچار ضعف و سرگیجه شدید شدم. اما هروقت خون از ریه‌هایم خارج می‌شد، حالم بهتر و تنفسم راحت‌تر میشد.

موقع حرکت با سختی آمدم سر ستون و همة تلاشم را کردم مسئولیتم را درست انجام دهم. اما بیشتر زحمات هدایت نیرو بر دوش جعفر محتشم و قاسم قربانی بود. نیمه‌های شب، آنقدر حالم بد شد که نتوانستم با بچه‌ها جلو بروم. هر کس مرا می‌دید اصرار می‌کرد، با آمبولانس عقب بروم. حتی آمبولانس به خاطرم تا نزدیک خط آمد. اما نمی‌توانستم خط را رها کنم و ماندم. آمبولانس برگشت و موقع برگشتن خمپاره خورد و راننده‌اش شهید شد.

من به دلیل وخامت حالم در عملیات خط‌شکنی شرکت نکردم. نزدیک سحر روی بیسیم گفتند، بچه‌ها بدون درگیری قسمت بیشتر منطقه را گرفته‌اند و به نقاط مورد نظر رسیدند. رمز موفقیت ما در آن عملیات این بود که بچه‌ها از پهلو به دشمن هجوم بردند و دشمن نتوانست مقاومت کند.

و… ادامه ماجرا

گفتنی است، نبوی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس است که در مقطعی معاون گردان انصار فعالیت داشت؛ همانگونه که در مقدمه کتاب ذکر شده پیش از صبوری شخصی از سال 67 مصاحبه‌ها را انجام داده بود و کاست همان گفت‌وگوها در اختیار وی قرار گرفت و شروع به تدوین کرد.

[ad_2]

لینک منبع

یائسگی زودرس موجب ابتلا به دیابت نوع 2 می‌شود

[ad_1]

بر اساس بررسی‌های جدید، زنانی که قبل از 40 سالگی یائسه می‌شوند، چهار برابر بیشتر در معرض ابتلا به دیابت نوع 2 قرار دارند.

به گزارش

مهرخانه، به نقل
از
فارس، نتیجه تازه‌ترین تحقیقات نشان می‌‌دهد که بین یائسگی زودرس و ابتلا به دیابت نوع 2 ارتباط مستقیم وجود دارد.

بر اساس بررسی‌های انجام شده، زنانی که قبل از 40 سالگی یائسه شدند در مقایسه با زنانی که بعد از 55 سالگی یائسه شده بودند، چهار برابر بیشتر در معرض ابتلا به دیابت نوع 2 قرار داشتند.

تحقیقاتی که توسط مرکز پزشکی دانشگاه اراسموس در هلند انجام شده است، نشان می‌دهد که هورمون‌های استروژن بدن را در مقابل دیابت محافظت می‌کند.

طبق مطالعات صورت گرفته، به ازای هر یک سال قبل از یائسگی، ریسک ابتلا به دیابت 4 درصد کاهش می‌یابد.

دکتر موکا، نویسنده و سرپرست تیم تحقیق از دانشگاه اراسموس هلند، در این باره می‌گوید: «شروع زودهنگام یائسگی طبیعی نشانه مستقل دیابت نوع 2 در زنان پس از سن یائسگی است».

یائسگی در سنین 45 تا 55 سالگی با 60 درصد احتمال بالای ابتلا به دیابت در مقایسه با یائسگی در سنین بالاتر مرتبط بود.

تحقیقات همچنین نشان داده است، زنانی که هیچ وقت صاحب فرزند نشده‌ا‌ند، دو برابر بیش از دیگران در معرض خطر یائسگی زودرس قرار دارند.

دانشگاه اراسموس روتردام یکی از بزرگ‌ترین مراکز آموزش عالی در هلند است و مرکز پزشکی این دانشگاه به عنوان یکی از معتبرترین مراکز پزشکی اروپا به شمار می‌آید.

نتایج این تحقیقات در مجله پزشکی دیابتیولوژیست منتشر شده است.

[ad_2]

لینک منبع

آخرین وضعیت کیمیا علیزاده از زبان مربی‌اش

[ad_1]

سرمربی تیم ملی تکواندوی بانوان ایران آخرین وضعیت کیمیا علیزاده را تشریح کرد.

به گزارش

مهرخانه، به نقل
از
تسنیم، مهرو کمرانی در مورد آخرین وضعیت کیمیا علیزاده اظهار داشت: شرایط کیمیا بهتر شده و به همراه خانواده به سفر رفته است. به احتمال زیاد برای رسیدن به شرایط مناسب مدتی استراحت خواهد کرد و بعد از آن به وضعیت مصدومیتش رسیدگی خواهد شد.

وی ادامه داد: پزشک باید تشخیص دهد که پای کیمیا احتیاج به جراحی دارد یا نه اما در کل با توجه به بیماری که پشت سر گذاشته فعلا نیاز به استراحت دارد تا از لحاظ شرایط روحی به شرایط ایده‌آل برسد. نباید فشار روانی زیادی روی او آورد و باید اجازه دهیم که به آرامش برسد تا روند بهبودی بهتر پشت سر گذاشته شود.

سرمربی تیم ملی تکواندوی بانوان در مورد اعزام تکواندوکاران در این بخش به رقابت‌های گرند پری عنوان کرد: به جز کیمیا علیزاده تنها یک بازیکن است که با توجه به رنکینگی که دارد می‌تواند در رقابت‌های گرندپری حاضر شود و به امید خدا از او در دورهای بعدی این مسابقات استفاده خواهیم کرد. زهرا پوراسماعیل دارای رنکینگ است و قطعا در آینده از او برای اعزام به مسابقات کسب سهمیه استفاده خواهد شد.

کمرانی در مورد حضورش به عنوان مربی در لیگ‌های تکواندو گفت: فعلا برنامه‌ای برای حضور در این میدان ندارم. امیدوارم برنامه/ های تیم ملی به خوبی پیش برود تا شاهد موفقیت ملی‌پوشان باشیم.

انتهاي پيام/ 930610

[ad_2]

لینک منبع

دوجنسه‌ها و بیماران عفونی؛ 30 درصد معتادان خیابانی تهران

[ad_1]

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران می‌گوید ترنس‌ها، دوجنسه‌ها، مبتلایان ایدز، هپاتیت، سل و سایر بیماران مسری صعب‌العلاج، حدود ۳۰ درصد معتادان خیابانی تهران را تشکیل می‌دهند که جزو پروتکل ماده ۱۶ قرار ندارند و به خیابان بازمی‌گردند.

به گزارش

مهرخانه، به نقل
از
تسنیم، محمدعلی اسدی با اشاره به آغاز مجدد طرح ساماندهی معتادان خیابانی در شهر تهران اظهار داشت: در حال حاضر طرح جمع‌آوری و ساماندهی معتادان خیابانی پایتخت اجرایی شده و این طرح در تمام نقاط آلوده شهر تهران اعم از شوش، مولوی، حاشیه‌ بزرگراه‌های شمال شهر و … در حال اجراست.

دبیر هماهنگی شورای مبارزه با مواد مخدر استان تهران اضافه کرد: اجرای این طرح تا سقف ساماندهی 3200 معتاد خیابانی شهر تهران ادامه خواهد یافت و ماموران پلیس به صورت روزانه اقدام به پاکسازی مناطق آلوده، جمع‌آوری و ساماندهی معتادان متجاهر و خیابانی می‌کنند.

وی با بیان اینکه ساماندهی معتادان متجاهر بر اساس پروتکل تعیین شده مراکز ماده 16 انجام می‌گیرد گفت: ما تنها قادر به جمع‌آوری و ساماندهی معتادان متجاهری هستیم که در شاخصه‌های این پروتکل تعریف شده باشند.

اسدی ادامه داد: این بدان معنا است که معتادان خیابانی بالای 65 سال، معتادان دارای زخم‌های باز، اتباع خارجی، کودکان معتاد، معتادان مبتلا به بیماری‌های مسری شدید، عفونی و لاعلاج از جمله سل، ایدز و هپاتیت و … مشمول این پروتکل نمی‌شوند.

دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان تهران گفت: با توجه به وظایف قانونی ما و عدم توانایی‌مان در ساماندهی معتادان خیابانی، این معتادان پس از جمع‌آوری، در مرحله غربالگری جدا شده و آزاد می‌شوند

وی در پاسخ به این سوال که در چنین شرایطی، خطرناکترین معتادان متجاهر به کف خیابان بازمی‌گردند، افزود: ما به هیچ وجه نمی‌توانیم وفق پروتکل اجازه دهیم معتادانی که بیماری سل یا بیماری‌های مسری صعب العلاج همچون ایدز یا هپاتیت دارند بین سایر معتادین دیگر نگهداری شوند. لذا باید تمام دستگاه‌های مسئول، تکلیف خود را در موضوع ساماندهی معتادان خیابانی انجام دهند و باید متولیان دستگاه‌های مسئول، فکری برای حل این موضوع داشته باشند.

اسدی با بیان اینکه 20 تا 30 درصد معتادان خیابانی را معتادان دارای بیماری‌های عفونی صعب‌العلاج، ترنس‌ها و دوجنسه‌ها، معتادان مبتلا به ایدز، هپاتیت، سل و سایر مبتلایان به بیماری‌های مسری تشکیل می‌دهند گفت: در چنین شرایطی باید متولیان همه دستگاه‌ها، برای حل مشکل ساماندهی معتادان خیابانی پای کار بیایند و خوشبختانه برخی از دستگاه‌ها و سازمان‌ها همچون بهزیستی و اداره اتباع، با تمام توان سعی در اجرای تکلیف قانونی خود دارند.

به گفته دبیر شورای هماهنگی استان تهران، در حال حاضر این استان ظرفیت پذیرش و ساماندهی 150 معتاد زن متجاهر را داراست.

[ad_2]

لینک منبع

هیچ‌وقت همسرم را روی ویلچر ندیدم

[ad_1]

چطور شد تصمیم گرفتید همسر یک جانباز قطع نخاعی شوید؟
این یک تصمیم شخصی بود. خیلی دوست داشتم که با یک جانباز زندگی کنم. یکی از پسرعمه‌هایم جانباز بود، تشویقم کرد و می‌گفت تو روحیه‌اش را داری و می‌توانی. وقتی برادر شهیدم محسن به جبهه می‌رفت به ایشان می‌گفتم برایم از خاک زیر پای رزمنده‌ها بیاور. می‌خواهم با خاک جبهه تیمم کنم چراکه مقدس است. رد پای جوانانی روی آنهاست که سینه سپر کرده‌اند و با دشمن می‌جنگند.

برادر شهیدتان چند سال داشت؟
ایشان 18سال داشت و من 17سال. محسن در کربلای 5 به آرزویش رسید. هر زمان می‌آمد از خاطرات جبهه و جنگ برایم حرف می‌زد. موقع جنگ غبطه می‌خوردم و می‌گفتم کاش من هم یک مرد بودم و می‌توانستم اسلحه به دست بگیرم. برای همین نیت کردم جهاد در جبهه‌ای دیگر را انتخاب کنم و آن هم همراهی با جانباز باشد. برای همین خودم از همسرم خواستگاری کردم.

یعنی پیشنهاد ازدواج از طرف شما بود؟
بله، روز جانباز سال 1369 بهانه این آشنایی بود. من با تعدادی از دوستان به عیادت جانبازان رفتیم. موضوع را با سرپرست آسایشگاه در میان گذاشتم به ایشان گفتم می‌خواهم با یک جانباز ازدواج کنم. گفت جانبازی که پایش قطع باشد، گفتم نه جانبازی با شدیدترین مجروحیت. می‌خواهم وقتی خدمت می‌کنم این خدمت تمام و کامل باشد.

سخت‌ترین نوع جانبازی هم که مربوط به جانبازان قطع نخاعی است؟
همینطور است. خلاصه صحبت کردم اما انگار آنها جدی نگرفته بودند. همان روز من به اتاق جانبازان رفتم و گل هدیه دادم و شیرینی تعارف کردم. بعد وارد حیاط آسایشگاه شدم. دیدم جانبازی روی ویلچر است. نزدیک ایشان شدم به ایشان گفتم یکی از دوستان قصد ازدواج با جانباز را دارند. ایشان مشخصات یک جانباز را به من دادند و گفتند یک بنده خدایی هست. اجازه بدهید من صحبت کنم و نتیجه را در تماس با آسایشگاه پیگیری کنید. چند وقت بعد با آسایشگاه تماس گرفتم و پیگیر موضوع شدم. اما انگار آنها قضیه را جدی نگرفته بودند. فردای آن روز همراه مادرم برای خواستگاری به آسایشگاه رفتیم! نشستم با همان جانبازی که در حیاط دیده بودم و مشخصات داده بود، صحبت کردم. ایشان گفت من پا ندارم. گفتم پای من، پای شما. گفت دست هم ندارم، گفتم دست من، دست شما. گفت خیلی سخت  است. گفتم هر چه شما بگویید من قبول می‌کنم. گفت من هرگز بچه‌دار نمی‌شوم. با اینکه علاقه و عشق زیادی به بچه داشتم گفتم اشکال ندارد. من بچه نمی‌خواهم. گفت الان احساسی تصمیم می‌گیرید. گفتم من عادت دارم اگر با کسی دست یا علی بدهم تا آخرش هستم.

پس یا علی گفتید و عشق آغاز شد؟
بله، اما پدرم خیلی سختگیر بود و مخالفت کرد. ایشان آنقدر روی من تعصب داشت که می‌گفت تو باید پیش خودم بمانی. خیلی از خواستگارهایم را برای همین رد می‌کرد. وقتی متوجه تصمیم من شد، مخالفت کرد. گفت حداقل با کسی ازدواج کن که یک دست یا یک پا نداشته باشد. گفتم نه نیت کردم باجانباز قطع نخاعی ازدواج کنم. ایشان به من جهاز نداد و تهدید کرد که از ارث محرومم می‌کند. روز عقد هم نیامد و مجبور شدند برای گرفتن امضا به مغازه‌اش بروند. 500سکه تمام بهار به مهریه و شرط مکان را هم به همه مخالفت‌هایش اضافه کرد. من به همسرم گفتم شما قبول کنید من می‌بخشم. 15روز بعد از ازدواج به همان دفترخانه رفتم و مهریه‌ام را بخشیدم و تنها 500 تومان مهر من و بهمن شد. روحانی که عقدمان را خوانده بود عصبانی شد و گفت زود است. شما که هنوز نمی‌شناسی‌اش. گفتم نه، من 15 روز با ایشان زندگی کردم و به این یقین رسیدم که ایشان شایستگی دارد. با داشتن بهمن انگار همه عالم برای من است. هیچ چیز این دنیا برایم مهم نبود. ما تهران عقد کردیم و دور روز بعد زندگی‌مان را در کرمانشاه آغاز کردیم. بعد از هفت‌‌ماه با پادرمیانی خواهرها و آمدن پدر به منزلمان، رابطه‌مان حسنه شد. طوری که محبت همسرم به دل پدر افتاد و اگر می‌خواست قسمی بخورد نام همسرم را می‌آورد. بهمن پای ثابت قسم‌هایش بود.

کمی به عقب برگردیم. همسرتان چند سال داشت که راهی میدان نبرد شد؟
همسرم 16سال بیشتر نداشت که عزم رفتن کرد. آنقدر در جبهه حضور داشت تا اینکه به سن خدمت سربازی‌اش رسید. اواخر خدمتش هم به افتخار جانبازی نائل شد. همسرم تیربارچی بود.

جانبازی ایشان چطور رقم خورده بود؟
جای مجروحیت‌های روی صورتش به شیطنت‌های آن زمان برمی‌گردد. به قول خودش اینها مجروحیت نیست شیطنت است! می‌گفت بازیگوش بودم. روی مین‌های عمل نکرده سنگ می‌انداختم تا منفجر شوند و همین باعث مجروحیت چهره‌اش شده بود. اما قطع نخاع شدنش به 27 فروردین ماه سال 1367 و عملیات بیت‌المقدس 5 باز می‌گردد. گویی خمپاره‌ای به سنگر اصابت می‌کند و جانباز می‌شود. بهمن همیشه از نابینایی می‌ترسید می‌گفت دست چپم را جلوی چشمم گرفتم که دستم به شدت آسیب دید. ترکش به دست پا و کمرش اصابت می‌کند و قطع نخاع می‌شود. بعد از آن به بیمارستان ارتش در سنندج اعزامش می‌کنند و بعد به بیمارستانی در رشت منتقل می‌شود. همسرم می‌گفت به خاطر موج انفجار 2هفته‌ای قدرت تکلم نداشت. می‌گفت: من را در راهروی بیمارستان گذاشته بودند و هر پرستاری که از کنارم رد می‌شد می‌گفت این بنده خدا که هنوز زنده است! من همه اینها را می‌شنیدم اما نمی‌توانستم عکس‌العملی نشان بدهم. در این مدت خانواده از وضعیتش بی‌اطلاع بودند. برای همین یکی از پرستارها به سراغش می‌آید و می‌گوید: من هر شماره‌ای را می‌گویم اگر درست بود شما با اشاره چشمتان تأیید کنید. از این طریق شماره خانواده‌شان را پیدا می‌کنند و اطلاع می‌دهند.

شما واقعاً نگران نبودید که در میانه راه نتوانید ادامه بدهید و پشیمان شوید؟
نه، اصلا نگران نبودم. اگر امروز هم به سال 1369 باز‌گردم. ایشان را انتخاب می‌کنم. من معتقدم که اگر هدف خدایی باشد همه سختی‌ها شیرین می‌شود. یک بار به شوخی یک سوزن به دست همسرم زدم گفتم ببینم چه می‌کند، دردش آمد. گفتم حاجی این همه ترکش در بدنت داری دردشان را حس نمی‌کنی. این یک سر سوزن چه دردی داشت؟ گفت آنها برای خدا بود اما این را شما زدید. طبیعی است که درد داشته باشد. کار که برای خدا باشد خستگی نمی‌فهمی. درد نمی‌دانی چیست. من بعد از شهادت ایشان خسته شدم. عشق من به همسرم اجازه نمی‌داد سختی در این راه حس کنم. این خاطره شهید چمران با همسرش غاده را قطعاً شنیده‌اید که تا مدت‌ها متوجه تاسی سر شهید چمران نشده بود. خیلی اوقات چیزهایی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد شما به ظاهر توجه کنید. راستش را بخواهید من همسرم را روی چرخ نمی‌دیدم. آنقدر بهمن محسنات داشت که روی ویلچر دیده نمی‌شد.

شده بودکه برای رفقای شهیدش دلتنگی کند؟
خیلی این حس را داشت ولی می‌گفت زمانی که جبهه بودم همیشه می‌گفتم خوب است یا شهید شوم یا جانباز، اسیر نشوم. اسارت را دوست نداشت. جانبازی را با همه سختی‌ها و دردهایش دوست داشت. گاهی می‌شد تا نیمه‌های شب از فشار درد خوابش نمی‌برد.

در آن لحظات سخت شما برای آرامشش چه می‌کردید؟
سعی می‌کردم آرامش بخشش باشم تا کمتر درد بکشد. من بیشتر با شوخی‌هایم آرامش می‌کردم. نه اینکه بنشینم و گریه کنم، اصلاً دوست نداشتم ایشان درد بکشد و من گریه کنم. بعضی وقتا همدردی با گریه آرام می‌کند. اما برخی مواقع خنده و شوخی بیشتر جواب می‌دهد. همسرم درد می‌کشید و من می‌خندیدم. می‌گفت چرا می‌خندی؟! می‌گفتم نمی‌دانی قیافه‌ات چه جوری شده. سعی می‌کردم حواسش را پرت کنم. برادر ایشان نورعلی تا زمان شهادت ایشان را تنها نگذاشت و همیشه در کنارش ماند. از ایشان بسیار سپاسگزارم.

شهادتشان چطور رقم خورد؟
زمانی که به ایشان گفتم دکترها تشخیص داده‌اند سرطان داری تنها یک سؤال پرسید؟ گفت: «بعد از من چیکار می‌کنی؟» مدتی بعد به کما رفت. برایم خیلی سخت بود. قبل از اینکه به کما برود. گفتم حاجی چطوری؟ گفت خوبم فقط تو غصه نخور. همین جمله را گفت و رفت کما و بعد از 12روز شهادت نصیبش شد. در آن 12 روز بالای سرش می‌رفتم و می‌گفتم حاجی نرو، تنهایمان نگذار. رفیق نارفیق نشو…  بعد از 12 روز دکتر به من گفت دارد با خودش می‌جنگد اما چرا اینجوری؟ تبش پایین نمی‌آمد. بدنش کبود شده بود. با خودم گفتم نکند من باعثش شدم. تقریبا یک روز قبل از شهادتش رفتم بالای سرش به ایشان گفتم: «حاجی غصه نخوریا، خدا بزرگ است. خیالت از بابت من راحت باشد.» کل غم و غصه‌اش این بود که اگر من بروم تو تنها می‌مانی. فردای آن روز رفتم بیمارستان دیدم تختش خالی است. انگار روی هوا بودم. مغزم یک آن خالی شد. با خودم گفتم نکند از دستش دادم. خیلی برایم سخت بود. بعد از ایشان با توجه به شرایطی که داشتم برای گذران زندگی در آژانس بانوان مشغول به کار رانندگی هستم.

قرار عاشقی شما با همسرتان چند سال طول کشید؟
من و بهمن 17سال با هم زندگی کردیم. همه این سال‌ها من عاشقانه در کنارش بودم. هیچ گاه خسته نشدم. بعد از شهادتش یعنی در این 10سال نبودنش بیشتر سختی کشیدم. بعد از شهادتش حس کردم پدرم، مادرم و همه کس و کارم را از دست دادم. گاهی اوقات به من می‌گفت: خسته نمی‌شوی؟ می‌گفتم در خانه‌ای که یک جانباز نفس می‌کشد هر لحظه‌اش عبادت است. من خدا را شکر می‌کنم که در خانه‌ای هستم که جانباز در آن نفس می‌کشد. همسرم گمنامی را دوست داشت. می‌گفتم جانباز، می‌گفت نه من جانباز نیستم. جانباز حضرت اباالفضل(ع) ‌است. مقام والای جانبازی متعلق به ایشان است. من فقط مجروح جنگی هستم. در مدت 17سال زندگی با ایشان هرگز نشنیدم که بگوید جانبازم. وقتی درد به سراغش می‌آمد یاد مصیبت خانم زینب می‌کرد و می‌گفت درد ما در برابر مصیبتی که ایشان کشید، هیچ است. بعضی اوقات به شوخی به من می‌گفت: برو خودت را به پای من نسوزان. تو دوست داری بچه‌دار شوی. من هم می‌گفتم از اول قرارمان این بود. به شوخی به زبان محلی خودمان کردی می‌گفتم: رفیق چولم , دردت وکولم. یعنی رفیق خاکی‌ام دردت به جونم. می‌گفت نه نگو این درد را نمی‌توانی تحمل کنی. یک روز گفتم: حاجی کاش بدانم پای تو چه دردی دارد‌؟ می‌گفت: نه این چیزی نیست که کسی بتواند تحمل کند اما بر حسب یک اتفاق دیسک کمرم پاره شد. تقریباً 20 روز در رختخواب بودم تا عمل کردم. آنقدر درد می‌کشیدم که وقتی ایشان می‌گفت برایم بگو چه دردی دارد، من نمی‌توانستم توصیفش کنم. ایشان گریه می‌کرد و می‌گفت: این چه آرزویی بود که داشتی؟ چرا از خدا خواستی درد من را درک کنی. به من می‌گفت: مغز تو درست شده برای اینکه با جانباز قطع نخاعی ازدواج کنی. درکت بالاست. کمی بعد از آغاز زندگی‌مان تصمیم گرفتیم خانواده‌مان را سه نفره کنیم. برای همین علیرضا را که نوزاد بود، به فرزندی پذیرفتیم و زندگی‌مان رنگ و لعابی دیگر گرفت. اما همسرم یک سال بیشتر طعم پدری را نچشید و در تاریخ 30 اردیبهشت ماه سال 1386 شهید شد.

[ad_2]

لینک منبع

دولت در مورد قانون «تسهیل ازدواج» کوتاهی کرده است

[ad_1]

پژمانفر با اشاره به اینکه دستگاههای متعددی با وظایف مشخص در خصوص اجرای قانون تسهیل ازدواج وظیفه داشته‌اند، گفت: تهیه اساسنامه، پرداخت وام ودیعه مسکن، احداث واحدهای ساختمانی به عنوان مسکن موقت، تسهیلات رفاهی (فرهنگسرا، تالار، باشگاه برای برگزاری مراسم‌ها) و پرداخت مبلغی به خانواده‌های عضو از جمله بندهای این قانون بوده است و دستگاهها برای هرکدام از وظایف خود باید آیین نامه‌هایی را تهیه می‌کردند.

وی با بیان اینکه هیچ کدام از دستگاههای مسئول نسبت به تکالیف اقدام نکرده‌اند و وضعیت اجرای این قانون نا‌ بسامان پیش رفته است، گفت: این قانون مانند بسیاری از قوانین دیگری که متولی خاصی بابت پیگیری‌اش پیش بینی نشده، کوتاهی فراوانی صورت گرفته است.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی معتقد است: رویکرد ورزش محور وزارت ورزش و جوانان موجب شده است که کمتر به معضلات جوانان پرداخته شود.

وی با اشاره به گزارش‌های رسیده به مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: پرداختن به قانون تسهیل ازدواج به خصوص در بندهای 1-2-4-17 کوتاهی‌های زیادی صورت گرفته است.

وی افزود: سازمان برنامه و بودجه و وزارت ورزش و جوانان باید برای تهیه برنامه در این زمینه اقدام می‌کردند.

این نماینده مجلس با بیان اینکه قانون تسهیل ازدواج جوانان با کمترین وضعیت اجرایی همراه بوده است تصریح کرد: با وجود صراحت قانونی هیات دولت پاسخ‌های نامربوطی درخصوص این کوتاهی به مجلس ارئه داده‌اند.

پژمانفر بیان کرد: علیرغم این صراحت قانونی و شفافیتی که می‌توانست بسیاری از مشکلات پیشروی ازدواج جوانان را برطرف کند اما اقدام مناسبی صورت نگرفت.

نماینده مردم مشهد اشکال اساسی در این مساله را در نگاه دولت‌ها به قوانین دانست و گفت: دولت‌ها به خصوص این دولت نگاهش به سمت اجرای مسائلی است که خودش درباره آن قانون آورده باشد.

وی ادامه داد: دولت رغبتی در اجرای قوانین که در شکل گیری آن نقشی نداشته ندارند، نمونه آن را می‌توان در قانون ششم توسعه که مصوب شورای نگهبان است، همچین قانون امر به معروف و نهی از منکر دید.

پژمانفر اظهار داشت: باید تدبیر اساسی نسبت به قوانینی که این دولت به صورت ویژه از اجرای آن استنکاف کرده است، اندیشید.

وی دستگاه قضایی را تنها دستگاهی دانست که می‌تواند پیگیر این مساله باشد.

این نماینده مجلس با اشاره به آیین نامه مجلس شورای اسلامی و ماده 236 آن خاطر نشان کرد: این ماده به نمایندگان مجلس اجازه می‌دهد که نسبت به کوتاهی‌هایی که در ارتباط با عدم اجرای قانون و عدم تبعیت دولت از اجرای آن ایجاد شده بررسی کند و اقدام کنیم.

پژمانفر ادامه داد: بنابر این ماده با در نظر گرفتن توضیحات مجریان در صحن مجلس در صورت ادامه استنکاف با تشریفاتی طی چند مرحله حتی حق استیضاح رئیس جمهور را پیدا خواهد کرد.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به اینکه توضیحاتی در خصوص این کوتاهی‌ها به دولت داده شده است، گفت: ناچاریم مساله را به سمت این ببریم که در این مسیر پیگیری شود شاید دولت ملزم به اجرای قانون شود.

[ad_2]

لینک منبع